دفترچه شخصی سید محمد امین هاشمی

یک دفترچه مجازی برای یادداشت روزمرگی ها ، خاطرات ، تفکرات ، نظرات شخصی و ...

راه حلتون چیه؟

به جز دوری کردن چه راه حلی دارید؟

برای ادمایی که یه مدل خودخواهی دارن توی رفتار

ادمایی که خوبنا

کمک هم میکنن

اما خودخواهیشون اذیت کننده است

 

یعنی تا رفتار زشت طرف رو با خودش تکرا نکنی، متوجه حال به هم زن بودن خودخواهیش نمیشه

و وقتی هم تکرار کنی دو تا نکته داره:

حالت از خودت به هم میخوره به خاطر این رفتار خودخواهانه

طرف مقابل برای مدت کوتاهی یادش میمونه

 

یعنی واقعا به ته راه حل رسیدم که اینجا میپرسم...

بهترین راه حلم همیشه برای این مدل ادما دوری بوده که در این کیس خاص نمیتونم

  • ۶ نظر
    • امین
    • شنبه ۱ آذر ۹۹

    یه نگاه دقیق

    گاهی یه نگاه دقیق لازمه تا بهشت رو توی لحظات کوتاه زندگی ببینیم

    توی یه لحظه دراز کشیدن اروم و فکر کردن به چیزای خوب

    توی خوردن یه غذای خوشمزه

    توی لحظه خوب خندیدن به یک فیلم یا هرچیز دیگه

    توی لحظات یه بازی دورهمی

    توی هم صحبتی های صمیمی کاری روزانه

     

    خدایاشکرت

  • ۱ نظر
    • امین
    • دوشنبه ۱۲ آبان ۹۹

    متولد 77

    دختر متولد 77 بود

    حتی روزهای تعطیل سرکار میرفت تا اضافه حقوق بگیره

    پولی که برای خرید لپ تاپ جمع کرده بود رو داده بود پک بهداشتی برای بچه های نیازمند خریده بود

    دوتا بچه رو حمایت مالی میکرد که یکیشون سرطان داشت

    تفریحش مطالعه بود

     

    همینقدر ارمانی

    همینقدر ساده

    همینقدر پیامبرگونه

     

    خیلی وقت بود نگفته بودم (حتی توی دلم)

    ولی خاک بر سر من

  • ۳ نظر
    • امین
    • سه شنبه ۶ آبان ۹۹

    بذار سرگرم مشکلات بمونن (+خدا پدر ایجنت اسمیت رو بیامرزه)

    ادما مشکلات رو میسازن

    یعنی خیلی زور بزنی مشکلاتشون رو حل کنی، میان مشکل به وجود میارن

    و با توجه به "بایدی بودن" وجود مشکل توی زندگیشون، ممکن هست وقتی دنبال پیدا کردن یا ساختن مشکل هستن، پای شما هم وسط بکشن!

     

    حکومت ها حق دارن مشکلات رو کامل حل نمیکنن

    اگر کامل مشکلات ملت حل بشه، احتمالا سر چینش رنگ پرچم و بیشتر بودن تعداد راست دست ها از چپ دست ها و ... ملت میریزن توی خیابون و خودشون رو اتیش میزنن

     

    شایدم صرفا ناراحتی و مقداری عصبانیت شخصی باعث شده در مورد اکثر ادما اشتباه فکر کنم

    نمیدونم

    شاید دور و بر من رو ادمای کم ظرفیتی گرفتن

    شاید دور و بر واچوفسکی ها (سازندگان ماترکیس) هم ادمای بیظرفیتی گرفته بودن!

    نمیدونم

     

    این رو میدونم که باید بیشتر از همیشه حواسم به مشکلات دور و بری هام باشه

    خیلی هم در راستای حلش تلاش نکنم

    بذار سرگرم باشن

     

    در مورد عنوان:

    ایجنت اسمیت توی ماتریکس یک اون صحنه که داشت با مورفیوس تنهایی حرف میزد...

  • ۱ نظر
    • امین
    • سه شنبه ۲۹ مهر ۹۹

    شیرین ترین تجربه کاری

    تا امروز، شیرین ترین تجربه کاریم برای اون روزی بود که دیدم اقای X نامی بهم پیام داده...

    باز کردم پیامو و عکس پروفایل رو دیدم

    حس و حالم زیر و رو شد

    دیدم کسی که اولین بار ازش سئو رو یادگرفتم هست

    پیام داده بود سوال بپرسه در مورد سئو

     

    یادمه اون اوایل که آموزشش رو میدیدم یه تیکه اش یکی از ابزارهاش رو باز کرد و دیدم یه لیست بلند بالا سایت توش هست

    کفم بریده بود

    چطوری این همه پروژه سئو رو پیش میبری لعنتی

    و حالا هم لیستم بزرگتر شده بود

    هم باکیفیت تربهم سوالاتی رو اون داشت که من جوابش رو داشتم و بهش گفتم

     

    مسلما این حس یه کم با غرور قاطی بود

    ولی خوب خوشبختانه یا متاسفانه هروقت میایم یه کم به خودم مغرور بشم یا حتی از خودم یه کم راضی باشم، ذهنم سریعا بالاتر از من ها رو میاره جلو چشمم و تمام

     


    من همین رو تعمیم میدم به ادم های بزرگتر از الان خودم

    همونطور که این بنده خدا یه زمانی خیلی جلوتر از من بود

    همونطور که میبینم کسانی که من ازشون جلوتر بودم، گه گاه چطور با سرعت از بغلم رد میشن و جلو میزنن

    قطعا من هم میتونم از خیلی ها که خیلی جلوتر از من هستن جلو بزنم

     

  • ۱ نظر
    • امین
    • پنجشنبه ۲۴ مهر ۹۹

    صبر استراتژیک

    حیف

    حیف که دیر باهاش اشنا شدم

    دیر استفاده ازش رو توی زندگیم شروع کردم

     

    لازم نیست رد سطح کشورها انجام بشه فقط

    صبر تمساح توی اب برای خوردن یه حیوون هم یه جور صبر استراتژیکه

  • ۱ نظر
    • امین
    • سه شنبه ۲۲ مهر ۹۹

    گذر زمان

    دیروز یک سری استوری گذاشته بودم راجع به این 4 سالی که تیممون رو راه انداختیم

    هرجوری دودوتا چهار میکنم چهار سال شده

     

    بعد امروز اینستاگرام نوتیفیکیشن داده که پس 3 سال پیشت رو ببین...

    و میبینم که پست سه سال پیش همین روز، مربوط به 4 ماه قبل از شروع کار تیم فعلیمون بوده!

     

    یعنی ما کمتر از 3 سال هست این تیم رو راه انداختیم

    کند گذشته، تند گذشته، بد گذشته، خوش گذشته...

    به هر حال یه حس خوبی دارم که احساس میکنم توی زندگیم یه سال جلو افتادم :-D

     

  • ۱ نظر
    • امین
    • سه شنبه ۱۵ مهر ۹۹

    ترور، یعنی ایجاد وحشت

    یه استوری گذاشتم

    یه انتقاد بدون هیچ توهینی به رهبری کردم

    از طرف دوستان نزدیکی پیام اومد که امین این حرفا رو نزن و ...

     

    گاهی اوقات شک میکنم نکنه این وحشت عجیب و غریبی که ایجاد شده حتی کار خودشون هم نباشه

    کار دشمناشون باشه جدی جدی

    ولی خوب وقتی به عکس العملشون نسبت به قضیه ستاربهشتی (تایید اینکه توی زندان کشتنش و فقط چند ضربه شلاق برای مجازات قاتل!!!!!) و هزاران نفر دیگه فکر میکنم میبینم حتی اگر کار دشمن هم باشه، خودشونم بدشون نیومده

    بهش دامن میزنن

     

    خلاصه که دعوت شدم به معرفی کتاب و مستند و ... به جای انتقاد مستقیم

     

    من شدیدا معتقدم به احترام اعتقادات دیگران

    اعتقادات همه، حتی اونی که گاو میپرسته

    و روی همین حساب خیلی کم میشه توهین بکنم به ولی فقیه

    ولی اینبار صحبت سر بی احترامی نیست

    سر انتقاد نکردنه!

    نمیدونم من اشتباه میکنم، یا اونی که فکر میکنه این انتقادات میتونه خطرناک باشه

     

    ایشالا که اونا اشتباه میکنن

     

     

  • ۲ نظر
    • امین
    • دوشنبه ۷ مهر ۹۹

    28

    28...

    هنوز خیلی ترسناک نشده

  • ۲ نظر
    • امین
    • جمعه ۴ مهر ۹۹

    خدایا شکرت

    قبلا کمتر درگیر کار کردن بودم

    بیشتر درگیر ارزو کردن بودن!

    یکی از مراحل ارزو کردن برای من، شکرگزاری نعمت های فعلی بوده و هست...

     

    در نتیجه خیلی بیشتر به نعمت هایی که دارم، به غیرممکن هاییم که ممکن شده، به قسمت های خوب زندگی و ... فکر میکردم

    بدی ها کمرنگ تر و ساده تر و کوچک تر میشدن توی ذهنم

    و کلا اون زمان در عین اینکه سهم کمتری (نسبت به الان) از این دنیا داشتم، شکرگزارتر بودم...

     

    این برای من پذیرفته نیست

    قرارمون این نبود

    قرار بود هرچه بیشتر داشته باشم بیشتر ببخشم

    هرچی بیشتر داشته باشم بیشتر شکرگزاری کنم

     

    یه بخش هایی از مراسم های شکرگزاریم رو دارم زنده میکنم دوباره

    اما جدا از اونها یک یادداشت هم توی گوشیم گذاشتم که توش مواردی که برای شکرگزاری به ذهنم میرسه رو توش مینویسم

    امیدوارم بتونم حالا چند برابر بیشتر از چیزی که قبل شکرگزاری میکردم و حس خوب درونی داشتم، داشته باشم

  • ۰ نظر
    • امین
    • سه شنبه ۲۵ شهریور ۹۹